- اعتماد بیش از حد: اعتماد بیش از حد به توانایی خودمان در اتخاذ تصمیمات درست، به خصوص زمانی که خارج از تخصصمان است.
- اثر تکیهگاهی: اطلاعات اولیه را مبنای قضاوت قرارمیدهیم. در واقع اطلاعات اولیه که به ذهن وارد میشوند و ممکن هست لزوما اطلاعات درستی نباشند باعث شکلگیری موضوع در ذهن میشوند و به نوعی بهطور ناخودآگاه مانع دریافت اطلاعات بعدی هستند و یک پیشداوری به همراه میآورند.
- تمایل به تایید: برای مشورت یا صحبت به صورت گزینشی به سراغ افرادی میرویم که تصمیم ما را تایید کنند یا در مورد موضوعات و حقایقی جستوجو و مطالعه میکنیم که در راستای تایید تصمیم ما باشد.
- تمایل به دسترسی پذیری: برای تصمیمگیری سراغ اطلاعاتی میرویم که به روشی ساده و به سهولت در اختیار ما قرار میگیرند و ممکن است لزوما اطلاعات درستی نباشند. برای اتخاذ تصمیم صحیح نیاز به جمعآوری اطلاعات بیشتر و مهمتر، حتی از روشهای چالشی میباشد.
- تشدید تعهدات: تقویت تعهد نسبت به یک تصمیم درحالیکه شواهدی مبنی بر اشتباه بودن آن وجود دارد. به نوعی ادامه یک تصمیم اشتباه، خود تصمیم اشتباه میباشد! که در این حالت بهتر است با شجاعت آن را متوقف کرد و از خطاهای بعدی پرهیز کرد.
- اتکا به شانس: معنی بخشیدن به رویدادهای تصادفی یا اتفاقی که در این حالت به نوعی دچار خرافات و امثال آن هستیم.
- نفرین برنده: این مفهوم در اصل از علم اقتصاد سرچشمه میگیرد و به اشاره دارد که درباره یک موضوع بیشاز ارزش واقعی آن میپردازیم و در اصل بالاتر از ارزش تخمین میزنیم.
- تعصب ادراکی: بعد از اینکه با موضوعی درگیر بودیم و آن موضوع به پایان رسید بر اساس تجربه خودمان ممکن است یک الگوریتم اشتباه و الگوسازی غلط انجام دهیم و آن الگوریتم را به موقعیتهای مشابه تعمیم دهیم.
- خطای شناختی: هنگامی رخ میدهد که تصور میکنیم واقعیت یک موضوع به فلان شکل میباشد درحالی که واقعیت چیز متفاوتی است و ما به غلط فکر میکنیم یک موضوع را میدانیم.

